پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣ - سوداگرى ژنتيكى - شیرودی مرتضی
سوداگرى ژنتيكى
شیرودی مرتضی
به اعتقاد جرى ريفكين - جامعه شناس، محقق و نويسنده مشهور آمريكايى - بشر در حال ورود به دوره و عصرى جديد از دانش و تكنولوژى يا بيوتكنولوژى است كه رقم زننده و تعيين كنندهترين عنصر هزاره سوم،در زمينه حيات اجتماعى بشر است. شركتهاى چندمليتى با اتكا به اين دانش، در پى دستارى و تغيير در طبيعت و خلق موجودات جديد گياهى، حيوانى و انسانىاند كه حاصل آن نيل به ثروت و قدرت است .اين تحولات اگر چه در نگاه اول، غرور آفرين و افتخارآميز به نظر مىرسد، اما از يك منظر ديگر، حاوى تهديدها و خطرات بالقوه فراوانى براى آينده بشريت است.
به بيان عميقتر، درآيندهاى نزديك، بشر شاهد آن است كه والدين قادر خواهند بود تا آينده زيستى فرزندان متولد نشده خود را برنامهريزى كنند. در اين صورت، والدين تحت فشار قرار مىگيرند تا فرزندان خود را از شر ويژگىهاى ناخوشايند و صفات بد رها سازند، در برخى مواقع هم، والدين وسوسه مىشوند به اين كار دست بزنند، زيرا، اگر والدينى مبتلا به لوسمى باشند، در صدد بر مىآيند، اين ويژگى را از اسپرم و تخمك خود حذف كنند. پس،زمانى كه چنين سفرى آغاز شود، ديگر مقصدى براى متوقف شدن وجود ندارد. در اين حالت، شركتهاى چندمليتى براى دستيابى به ثروت بيشتر،وارد عرصه تجارت مىشوند. هم اكنون نيز،مىتوانيم، تحقق مواردى از اين دست را مشاهده كنيم. مثلاً دردهه ١٩٨٠/١٣٦٠ شركتهاى چنتك و لىليلى موفق به دريافت حقوق انحصارى عرضه هورمون رشد شدند، هورمونى كه تنها براى چند هزار كودك آمريكايى كه از كوتولهگى (كوتاه قدى)رنج مىبرند، سودمند بود.شايد از اين رو، در سال ١٩٩١/١٣٧٠ اين هورمون به يكى از پرفروشترين محصولات دارويى تبديل شد. هم اينك نيز، شركتهاى ذىنفع، پزشكان را تحت فشار قرار مىدهند تا كوتاه قدى طبيعى را به عنوان يك بيمارى معرفى كنند تا هورمون رشد آنان فروش بيشترى بيابد. مثال ديگرى در اين مورد وجود دارد، و آن كه شركت ميرياد از جمله شركتهاى فعال در عرصه بيوتكنولوژى، ژنى را ساخته كه در زنان اشكنازى از نسل يهوديان اروپاى شرقى، عامل درمان سرطان سينه شناخته مىشود.پس از اين كشف، اين شركت از نوعى حق انحصارى براى اين ژن به عنوان اختراع شركت، برخوردار است، حالا اگر زنى در هر نقطهاى از جهان براى معاينه ژن سرطان سينه به پزشك مراجعه كند، مطابق قانون، بخشى از مبلغ ويزيت در قالب نوعى حق امتياز، به شركت مذكور تعلق مىگيرد.در حال حاضر، شركتهاى غول آساى فعال در حوزه علوم زيستى به نحوى ماهرانه در پى كنترل تجارت ژنتيكى در قرن ٢١ هستند. روند ادغام شركتها و كسب منافع و يافتهها در حوزه صنايع علوم حياتى، به رقيبى براى بخشهاى ارتباطات راه دور، كامپيوتر و صنايع سرگرمى تبديل شده است. هم چنين شركتهاى عظيم شيميايى، مشغول متمركز كردن فعاليتهاى خويش در علوم حياتىاند، و اين بدان معناست كه اينها در حال گذر از عصر مبتنى بر محصول پتروشيميايى به عصر تجارت ژنتيكى هستند.همانگونه كه نفت، مواد معدنى و فلزات، تجارت اصلى در عصر استعمارى و عصر صنعتى بودهاند، ژنها اصلىترين منابع تجارتى در قرن جديد خواهند بود. درواقع در ١٠ سال آينده بشر توسط ٦٠ هزار ژنى كه سازنده نقشه و ساختار ژنتيكى نژاد بشرى هستند، محصور خواهد شد. دفتر اعطاى حقوق انحصارى آمريكا دراين راستا، و در سال ١٩٨٧/١٣٦٦ با صدور بيانيهاى اعلام كرد كه مطابق قانون مىتوان هر صورت جاندار اصلاح شده ژنتيكى به جز انسان متولد شده را ثبت و به انحصار درآورد، اين بدان معنا است كه اين ژنها در انحصار تعداد معدود كه بىشك شركتهاى چند مليتى از جمله معروفترين آنان، خواهد بود، قرار مىگيرد.
واكنشهاى خوبى براى مقابله با تجارت غيرانسانى ژنتيكى صورت گرفته است كه از آن اغلب به حراست ژنتيكى ياد مىشود، كه براساس آن هر محققى از نقض مرزهاى ژنتيكى انسانها و حيوانها،منع مىگردد. چنين منعى هم مىتواند دردرون يك كشور روى دهد و يا با وضع معاهدات جهانى در سطح بينالمللى به وجود آيد. البته يكى از راههاى منع تجارت ژنتيكى، فعال و هوشيار كردن مطبوعات براى برانگيختن افكار عمومى است، اما مطبوعات به علت توجه به انقلاب اطلاعات از انقلاب ژنتيك بى خبر و يا نسبت به آن از حساسيت قابل توجهى برخوردار نيستند. درصورت هوشيار شدن مطبوعات، آنها مىتوانند شركت چندمليتى را به سودآور بودن تجارت در عرصههاى ديگر مطمئن نمايند، زيرا، تجارت ژنتيكى بيش از آن كه انگيزه انسانى داشته باشد، ناشى از ميل به سوداگرى است.
***
منبع:گفتگو با جرمى ريفكين،" هراسهاى دنياى شكوهمند جديد،"مندرج در:
org .www.unesco.به نقل از: ماهنامه سياحت غرب،مركز پژوهشهاى اسلامى صدا و سيما، سال اول، شماره ٤( مهر ١٣٨٢) ص ٧٦-٨٦.